برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
به نام او
حوض فیروزه ای ...ماهی های قرمز توش پیچ و تاب میخورن ...اب از لب حوض سرریز میشه تو پاشویه...چشمای سیاهی که با اب حوض همراه میشن و نیست میشن...نهر کوچیک کوچمون کم کم بزرگ میشه و نیست میشه...
حوض فیروزه ای...ماهی ها قرمز توش پیچ و تاب میخورن...
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
به نام او
خسته ام .....از خستگی ام خسته ام.....از کلمه خستگی هم خسته شدم....حالم از خودم و خستگی ام به هم میخوره....امروز که خونه رسیدم اونقدر خسته بودم که به حال خودم گریستم....تو سی و دو سالگی نه قله ای رو فتح کردم و نه در هیچ یک از ابعاد زندگیم به ثبات رسیدم....خستگی ام به یک طرف تنهاییم رو چه کنم....
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
این را برای تویی مینویسم که دیگر نیستی...نمیدانم برایت اهمیت دارد که بدانی هنوز به تو فکر میکنم ...همه روزهایی که نبودی من درگیر بودنت بودم و هنوز هم هستم...نمیدانم که دیگر اینجا سر میزنی یا نه...امیدوارم که دلت شاد شاد شاد باشه
راستی تولدت با یک تاخیر ۲ ماه و ۱۶ روزه مبارک
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور
برچسب:
نویسنده: آرتمیس رضاپور